قبل از اینکه راهکارهای ویرایش محتوا را رسیدگی کنیم، باید ببینیم چرا ویرایش درونمایه چنین ارزشی برای گوگل دارد و اینقدر تند سبب افزایش بازدید وبلاگ در گوگل می شود؟
در رفرنس تعلیم جامع سئو (که فعلا در دست تالیف است!) به طور کامل درباره این موضوع گفتگو کردیم که منظور نهایی گوگل چیست. هدف گوگل این است که بهترین نتیجه را به کاربر نمایش دهد و خوشنودی او را جلب کند.
در نتیجه محتوایی که باستانی و از ردیف بیرون شده باشد به گمان کردن زیاد برای مخاطب جذاب نخواهد بود، ولی اگر یک محتوا بصورت منظم و ماهانه آپدیت شود چه؟! بی گمان گوگل متوجه این سوژه می شود و این محتوا به عنوان یک محتوای همش سبز شناسایی می شود. گوگل عاشق چنین محتواهایی است چرا که در هر زمانی برای کاربر سودمند و ارزشمند خواهد بود.
بنابراین با آپدیت و ویرایش همیشگی محتواهای خود، گوگل را عاشق وبسایت خویش می کنید و در ازای آن گوگل به افزایش شدامد سایت شما کمک می کند و ورودی بیشتری برای شما می فرستد.
اکنون می خواهم چند راهکار ویرایش درونمایه را با شما در میان بگذارم :
– اضافه کردن به درازا محتوا
یکی از ابتدایی ترین راهکارها برای اینکه به گوگل اثر دهیم محتوای ما آپدیت شده است، این است که طول محتوا را زیادتر کنیم!
توجه کنید که در متن اضافه شده حتما قالب کلی محتوا را رعایت کنیم و با همان لحن و با همان زبان صحبت نماییم و درضمن از آوردن کلمات کلیدی و LSIهای آن غافل نشوید.
البته توجه کنید که این روش تاثیر چندانی در افزایش شدامد تارنما ندارد ولی به کمک طریق های بعدی به نشان آن افزوده خواهد شد.
– اضافه کردن واژه ها کلیدی بیشتر و نیرومند به محتوا
یکی از بهترین و بزرگترین الگوریتم های گوگل، الگوریتم Rank Brain بود که به این موتور جستجو کمک می کند مفهوم عبارت های جستجو شده را بفهمد و طبق مفهوم جستجو کند، نه فقط طبق کلمه کلیدی!
بنابراین به کمک این الگوریتم، وبسایت شما شدنی است حتی برای کلماتی که در محتوای شما هستی ندارند نیز بالا بیاید، چرا که مفهوم اصلی و بیچارگی کاربر را دربر دارد.
خبر خوب این که گوگل این کلمات را به شما اطلاع می دهد! به کمک افزار گوگل وبمستر تولز ، در بخش Search Analytics می توانید کلمات و کوئری هایی را ببینید که گوگل احساس می کند محتوای شما به آنها تقرب زیادی دارد.
حال وظیفه شما این است که محتوای کهن خویش را برای این کلمات نیز بهینه کنید و جایگاه خویش را در این کلمات احتمالی (اما نهفته قدرتمند!) تثبیت کنید!
بگذارید با یک مثال اغلب توضیح بدهم :
یکی از اولین مقاله هایی که در وبمستر خاکستری منتشر کردم، نوشتار «۰ تا ۱۰۰ اکسپلور اینستاگرام» بود.
این مقاله در نخست با کلماتی مثل ؛ تب اکسپلور اینستاگرام ، تعلیم اکسپلور اینستاگرام، اکسپلورر اینستاگرام و … جز رتبه های ۸-۱۰ بود و بازدید نسبتا ثابتی داشت. ولی وقتی به گوگل وبمستر تولز مراجعه کردم، با یک صحنه به راستی جالب مقابل شدم!
گوگل گاهی محتوای من را با عباراتی مانند : «چگونه پست خود را جهانی کنیم» بالا آورده و سپس مجددا به صفحه های پایین تر اسیر بود!
به عکس زیر نگاه کنید :
پیشنهاد کلمات کلیدی پیوسته بدست گوگل شدامد وب سایت ترافیک سایت بدست گوگل و برمبنای الگوریتم رنک برین رهنمود شده بود.
به باکس های قرمز رنگ نگاه کنید. باکس قرمز رنگ طویل سمت راست CTR سایت من در این عبارات بوده که همگی ۰ است! این بدین معنی است که گوگل سایت من را با این عبارات به نتایج بالا آورده اما هیچ کاربری بر روی آن ها کلیک نکرده است و بنابراین مجددا سایت من به نتایج ذیل بازگشته است.
کاری که من کردم این بود که واژه ها قدرتمند این لیست را انتخاب کردم و در ویرایش جدید محتوا از آنها استفاده کردم!
به چه ترتیبی این واژه ها را برگزیدن کردم؟ طبق ۲ فاکتور : بازدید بسیار و میزان پیوستگی (این باره اندکی به حس شخصی من درباره وبسایتم مربوط می شود!)
رقابت اصلی بین شرکتهای فعال در این حوزه بر سر جذب مشتریان و حفظشان است. مشتریان دلایل کافی را برای خرید آنلاین دارند؛ این صاحبان فروشگاههای اینترنتی هستند که باید قدر مشتریانشان را بدانند.
۳. هر کسبوکاری راه و رسم خود را پی میگیرد
در دورانی که آمازون در سطح بینالمللی یکهتازی میکند، بازیگران تازهی این میدان باید بر روی ویژگیهای متمایز خود تمرکز کنند. چیزهایی مثل سرویس ارسال رایگان، ارایهی خدمات مناسب پس از فروش یا گفتگوی آنلاین با مشتری میتوانند ورق را به نفع یک فروشگاه اینترنتی برگرداند؛ مواردی از این دست، دقیقا همانهایی هستند که مردم برای داشتنشان ممکن است شما را انتخاب کنند.

۴. مناسبتهای ویژه، از همیشه جدیتر میشوند
فصل تعطیلات یا مناسبتهایی مثل روز مادر یا روز دانشآموز بهترین زمانهایی هستند که میتوان تمامقد قدرتنمایی کرد! نکتهی مهم، زمان و چگونگی ورود به این بازی است. کسبوکارهای موفق حاضر در این حوزه، زودتر از رقبای تنبلشان وارد عمل میشوند و با فروشهای ویژهشان، نبض بازار آنلاین را در دست میگیرند. بهطور حتم از این به بعد، برنامهریزی برای این موضوع، از یک بازی ساده به یک فرایند پیچیده تبدیل میشود.
۵. ارتباط با مشتری به یک رسانه محدود نمیشود
رفتهرفته شرکتهای فعال در حوزهی تجارت الکترونیک متوجه میشوند که نباید تعاملشان با مشتری را به فروشگاه اینترنتی خود محدود کنند. کسبوکارهای موفق در زمینهی تجارت الکترونیکی، تنها به فروش فکر نمیکنند؛ بلکه سعی میکنند به طرق مختلف، سبک زندگی مخاطبانشان را بهبود ببخشند.

همایشها، نمایشگاهها و حتی فروشگاههای فیزیکی فقط کارکرد تبلیغاتی و نمایشی ندارند. اینها فرصتهایی هستند که نباید بهراحتی نادیده گرفت.
منظور ما از وفاداری این است که مشتری دیگر فقط به قیمت محصول موردنظرش نگاه نکند، بلکه به ارزش واقعی آن هم نیمنگاهی داشته باشد؛ این ارزش تا حد زیادی از تجربهی خرید موفق کاربر و صدالبته به وفاداریاش برمیگردد.
۶. وفادار نگه داشتن مشتری به یک هنر تبدیل میشود
یکی از بزرگترین چالشهای هر فروشگاه آنلاینی، وفادار نگه داشتن مشتری است. فعالان حوزهی تجارت الکترونیک، میبایست پیوسته به دنبال راههایی باشند که بتوانند مشتریانشان را برای خود نگه دارند.

براساس اخبار و شایعات منتشر شده، آمازون در نظر دارد، یک کتابفروشی فیزیکی در سیاتل راهاندازی کند.
اخیرا آمازون با کتابفروشیهای مختلفی در سیاتل تماس گرفته است.
یکی از مزایای خرید از آمازون این است که هر کتابی را که فکرش را بکنید در این فروشگاه اینترنتی پیدا میشود، مگر در مواردی که کتاب مورد نظر بسیار تخصصی و کمیاب باشد.
اما اخیرا اخباری منتشر شده حاکی از این که آمازون میخواهد یک کتابفروشی فیزیکی در فروشگاه «یونیورسیتی ویلج» (University Village) واقع در سیاتل افتتاح کند.
این خبر در Shelf Awareness، خبرنامهای دربارهی صنعت کتاب منتشر شده است. براساس این خبر، از زمانی که «بارنز اند نوبل» (Barnes & Noble) در سال ۲۰۱۲ واحدش را در فروشگاه یونیورسیتی ویلج ترک کرده، آمازون چشماش را به این نقطه دوخته است. حالا یک واحد که قبلا متعلق به یک رستوران بود، توسط Ann Bookstore اجاره شده که هویت نامشخصی دارد. اینطور که به نظر میرسد، هیچیک از کتابفروشیهای مهم در سیاتل برنامهای برای اجارهی واحد در این فروشگاه ندارند.
علاوه براین، اخیرا آمازون با کتابفروشیهای مختلفی در سیاتل تماس گرفته و با آنها دربارهی برنامهی جدیدش و پرداخت مبلغ ۱۸ دلار در ساعت صحبت کرده است. از سوی دیگر یکی از کارکنانی که برای ساخت و ساز و آمادهسازی آن واحد کار میکند، شنیده که اجارهنشین آن آمازون است.
برای این فروشگاه اینترنتی کمی عجیب است که یک کتابفروشی فیزیکی راهاندازی کند، زیرا هدف و شعار اصلی آمازون این بود که محدودیتها و مرزهای مشتریان را از میان بردارد. شاید آمازون به این دلیل، به دنبال یک فروشگاه فیزیکی است که محصولات دیجیتالی خود مثل «کیندل» (Kindle) و دستگاههای «فایر» (Fire) را به نمایش بگذارد.
منبع: Business Insider

در سه چهار سال گذشته، تلفنهای همراه هوشمند نقش پررنگی در زندگی اکثر افراد جوامع پیدا کردهاند؛ جوری که با پیشرفت سریعشان، جایگزین تعداد زیادی از وسایل و دستگاههای الکترونیکی دیگر هم شدهاند. از طرفی با جدیتر شدن بحث حضور تلفنهای همراه هوشمند در زندگی کاربران، موضوع تولید نرمافزارها و اپلیکیشنهای بروز و کاربردی هم سر و شکل جدیدی پیدا کرده است.
با جا افتادن تلفنهای همراه هوشمند، حوزهی تولید اپ هم از فعالیتی حرفهای، به مقولهای عمومی تبدیل شد و کاربران باهوشتر متوجه شدند با استفاده از ایدههای نو و بکرشان میتوانند حرفهای زیادی در این حوزه برای گفتن داشته باشند. در نتیجه جریان تولید اپهای شخصی که با تغییر رویکرد فروشگاههای عرضهکنندهی برنامههای موبایل همراه بود، باعث گسترش چشمگیر این صنعت شد.
این پاورقی ترجمهی کتاب موفق «امپراطوری اپ» است که به قلم «چاد مورتا» در سال ۲۰۱۲ میلادی نگاشته شده.
حالا در سال ۲۰۱۵ طراحی و تولید اپ به مقولهای بینهایت جدی و بههمان نسبت عمومی تبدیل شده است. البته که ورود به این صنعت هم مثل تمام صنایع دیگر به دانش و برنامهریزی مناسب نیاز دارد و در مواردی میتواند همراه با ریسکهای فراوان باشد. بههمین خاطر هم تصمیم گرفتیم همزمان با شروع بهکار رسانهی آنلاین دیجیکالا مگ، پاورقی دنبالهدار «امپراطوری اپ» را برایتان منتشر کنیم. این پاورقی ترجمهی کتاب موفق «امپراطوری اپ» است که به قلم «چاد مورتا» در سال ۲۰۱۲ نگاشته شده. برای ترجمهی کتاب هم از یکی از بهترین مترجمان متون فنی و تخصصی کمک گرفتیم تا مطمئن شویم، آنچه در پایان کار در اختیار خوانندگان قرار میگیرد، مجموعهای از مطالب مفید و کاربردی است که میتوانند در راهاندازی امپراطوری اپ شخصیشان از آن کمک بگیرند.

معمولا در مدرسه و دانشگاه مفاهیمی به خوردمان داده میشود که با بیحوصلگی از کنارشان عبور میکنیم. «تجارت الکترونیکی» از همین دست مفاهیم است. در مورد آن میخوانیم، سر جلسهی امتحان مینشینیم و در چشم به هم زدنی همهی آنچه خواندهایم را فراموش میکنیم. گاه آنقدر یک موضوع کلیشهای میشود که دیگر حالمان از شنیدن اسمش به هم میخورد. تجارت الکترونیکی با وجود اینکه نامش در حال تبدیل شدن به یک کلیشه است، اما خودش روزبهروز نفوذ بیشتری در زندگی روزمرهی ما پیدا میکند. در ادامه میخواهیم خیلی ساده، مفاهیم ابتدایی تجارت الکترونیک را با هم مرور کنیم. در این نوشته تا حد امکان از آوردن اصطلاحات و جزییات تخصصی خودداری کردهایم.
تجارت الکترونیکی به خرید و فروش کالا و خدمات از طریق اینترنت گفته میشود. مفهوم تجارت الکترونیکی برای اولین بار در دههی ۶۰ میلادی مطرح شد. با افزایش دسترسی به شبکهی جهانی اینترنت در دههی ۹۰ میلادی، بهتدریج سر و کلهی فروشندگان آنلاین پیدا شد. سال ۱۹۹۵ بود که «جف بزوس» (Jeff Bezos) کسبوکار فروش آنلاین کتاب را شروع کرد و اولین گام برای آغاز امپراتوری «آمازون» را برداشت.

آمازون، کسبوکار آنلایناش را با فروش اینترنتی کتاب شروع کرد.
در همان سال، شرکت «ایبی» (eBay) هم با راهاندازی یک وبسایت مخصوص مزایده، وارد این عرصه شد.
همگام با پیشرفت فناوری اطلاعات و افزایش دسترسی عموم به اینترنت، تجارت الکترونیکی هم بیست سال فرصت داشت تا تکامل پیدا کرده و به وضعیت امروزی برسد.
در کتابهای مختلف، تجارت الکترونیکی را در چهار دستهی مختلف تقسیمبندی میکنند و از آنها به عنوان سناریوهای فروش یاد میشود. بهطور خلاصه این چهار گونه عبارتاند از:
تجارت الکترونیکی به سبک B2B
کلمهی اختصاری B2B از عبارت انگلیسی Business to Business آمده؛ در اینجا از مشتری (به معنای عامیانهاش) خبری نیست و معاملات بین صاحبان کسب و کار صورت میگیرد. یک مثال ساده میآوریم: پلتفرمی آنلاین را در نظر بگیرید که در آن یک تولیدکنندهی مواد غذایی از یک تولیدکنندهی نمک، جنس میخرد. «علیبابا» (Alibaba) از بزرگترین بازارهای آنلاین B2B است.